خنجرت را از گلوگاهم بردار
تا زبان به عشقت ناسزا بگوید
خنجرت را بردار
خنجرت ـ صیقل خورده ی عشقی کوتاه و فروریختنی
خنجرت برٌنده ی خوش خال و خط ـندیدنی
خنجرت ـبی کوک ـ نامریی ـپوسیدنی
خنجرت را
بردار
تا بمیرد دروغ ـ این دروغ ـ مضحک ـ شنیدنی:
دوستت دارم