تبليغاتX
من واقعی

من واقعی

 

خنجرت را از گلوگاهم بردار

تا زبان به عشقت ناسزا بگوید

خنجرت را بردار

خنجرت ـ صیقل خورده ی عشقی کوتاه و فروریختنی  

خنجرت برٌنده ی خوش خال و خط ـندیدنی  

خنجرت ـبی کوک ـ نامریی ـپوسیدنی 

خنجرت را

بردار

تا بمیرد دروغ ـ این دروغ ـ مضحک ـ شنیدنی:

دوستت دارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 10:16  توسط رویابیژنی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

  

 

گاهي همه ي روزم را ميان گلويت ،

خيال بهارنارنج  ، نخ مي كنم

عشق بازي بلدرچينها را زُل مي زنم

سيگارت را مي پيچم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 20:5  توسط رویابیژنی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin