ديشب خدا به گريه شبم را حرام كرد
اين غصه را درون دلم / ُمستَدام كرد
با گريه گفت روز و شبش مات ِ ما شده
گفت اين زمين / به زخم ِ بدي / مبتلا شده
گفت آرزوش از آمدن ِ آدم اين نبود
مخلوق ِمبتذل ...
اول
چنين نبود