تبليغاتX
من واقعی

 چند جوان از رو برو مي آيند همقدو سال پسرم  . مي گويم دوست نداري پسرم را ببيني كه خانه ام نمي آيي ؟

مي خندي . همان خنده ات كه حسودم مي كرد  . گونه هات چاله مي انداختند .

رويم را اما بر مي گردانم .

مي گويم بيا ببين چه قد و بالايي به هم زده . من تا شانه هايش مي رسم . صدايم مي زند مامي ريزه و همه اش تكيه كلامش اين است : مامي ريزه  !  ناهار چي بخوريم ؟ مامي ريزه  ! شام چي بخوريم ؟

گاهي هم تلخ مي شود بامن و سنگين دلم را مي زند زمين .

تلخ مي شوي و  نمي داني هر چه فرزند نامهربان باشد ، مادر تاب ِ ترشرويي ديگري  را با او ندارد .

رويم را اما بر مي گردانم ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سی ام فروردین 1386

 من محکوم ِشاگردي ِتوام 

بگذار تو را بنام بخوانم. دست‌های کوچک ِ هجده ساله‌ام را که از شانه‌های ِ بزرگ ِ چند ده ساله‌ات دور است، بر شانه‌ی سایه‌ات بگذارم و آرام از زمین بلند شوم و آرام به تو تکیه کنم.

از لابه لای"کتابهاي  هفته ي "برادرم تو را می بینم که سایه‌ای تنومند داری ودستی هنرمندو آرزو مند ِ آنم تا هر چه زودتر ببینمت.شاید وقتی ببینمت، بسیار با تو حرف بزنم وتو بسیارگوش کنی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1386

 گربه ي پاشكسته اي كه درد مي كشيد، لگد زدنت را تاب اش نبود؛ براي همين بود كه پالنگ و به زمين كشيده و حقير، گمگور ِ خاطره ات شد...

آن روزهاي ِ پيش ِ تو / روزهاي ِ در نرفته به گمگشتگيش، هنوز پايش شكستگي را رنج نمي كشيد كه فريادش از لگدهاي ِ بعدِ تو به گوشَت برسد ...

 حالا اما به گوشَت مي رسد؛ بلند و يك ريز...تلخت شده...نه ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و سوم فروردین 1386

رويا بيژني، تصويرگر پركار و با سابقه‌ كتاب كودك، اثري جديد با عنوان «عمو نوروز» را براي عيد آماده كرده است.
به گزارش خبرگزاري شهر، عمو نوروز سروده جمال‌الدين اكرمي است كه رويا بيژني تصوير‌سازي آن را بر عهده داشته است. اين اثر همراه با نسخه صوتي آن، توسط انتشارات پنجره سبز، پيش از فرارسيدن عيد نوروز به بازار عرضه مي‌شود... 
ادامه در خبرگزاری شهر
+ نوشته شده در بیست و یکم فروردین 1386

«خوابهای من» سروده رویا بیژنی - تصویرگر، با نقاشی های وی منتشر می شود.

به گزارش خبرنگار کتاب مهر، " رویا بیژنی " در نظر دارد که اشعار و متون شاعرانه خود را با تصویرگری خودش منتشر کند. وی آثاری با عنوان های " خدای من از آدم بزرگها می ترسم " و " عالم دیگر بباید ساخت و از نوع آدمی " که متن های شاعرانه وشعرهای " خوابهای من " و " مادرم شوکت خانم " را آماده چاپ دارد...
متن کامل خبر در مهر

+ نوشته شده در بیستم فروردین 1386

مرداب را
مَردِ آب
َزخمه را
َزخمی 
دَرد را
مَرد
ما را...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یازدهم فروردین 1386

نصف ِ ِعموجان خيلي پيشترها مُرده بود . خودش هم همان روزهاي ِ دور چند بار از توي تابوت ِ نيمه بازش  سر در آورد و گفت/ اما گوشي شنوا نبود كه باورش كند.

براي همين بنده ي خدا مُدام اداي زنده هاي ِواقعي را بازي مي كرد و شك ندارم خيلي سختش بود و شك ندارم خيلي از بيشترش، مي مرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دهم فروردین 1386

من سیر ِ شعر شدم

سیر ِ حرف ـ عشق  

سیر از چشیدن ِ  مهتاب ِظرف ِ عشق 

هی گوش و دل حرام کردن ِ مردان ِ شهوتی

اول نوشتن تو ، 

بعد
خط خطی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در هشتم فروردین 1386

این روزها 

اینقدر خالی ام که دلم 

ریز می شو د

با قهوه  و  خیال 

سر ریز می شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ششم فروردین 1386

                                                                   من   

چیز زیادی در یاد  

من  

چیزی زیاد 

نه 

من 

چیزی 

به یاد  

ندارم

آقا! 

خاطرتان شاد 

شاید  

زنی از سر ِ این ها فرار کرد

از جای ِ خواب ِخالی 

از

  نیم چای ِسرد  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجم فروردین 1386