از همين ابتدا به عنوان راوي اعتراف مي كنم خياط بيوه ي دهمان / استعداد ِشگرفي براي قناري شدن داشت با اينكه عمري دراز در پوست ِ زمخت ِ كرگدنهاي وحشي جا خوش كرده بود.
با اينكه يورش مي كرد/ مي غريد / با سر به شكم ِ دنيا و مردمانش هجوم مي برد و اصلآ قناري نمي شد؛ نمي شد كه بشود، اما نمي توانم اين حقيقت ِ صريح را منكر شوم كه او بهترين بلد ِ راه ِ قناري شدن در دهكوره ي پرت ِما بود...
ادامه مطلب



