" آنهایی که دوستمان دارند خیلی بیشتر از کسانی که از ما متنفرند / ترسناکند. مقاومت کردن در برابرشان خیلی دشوار است . از دوستان کسی را بهتر سراغ ندارم که شما را به کاری وادارد که عکس کاری است که دوست داشته اید انجام دهید. "
اعتراف امروز من اینست آدمها ! من فرشته ی مهربانی نیستم چرا که از دوست داشتنی بودن/ زیاد خرسند نمی شوم و اینهمه مرا به این تفکر وا می دارد که بیشتر به درد دشمنی می خورم ولی با اينهمه /از اینگونه بودنم راضی ترم... چه قدر غروبی که برای سفر آماده می شوم و دلهره هایش را دوست ندارم. کاش دنیا اندازه ی خانه ی کوچک من بود... چه غروب کسل کننده ی بیخودی !