تبليغاتX
من واقعی - من اشتباه کرده ترین آدمم/ برو !

 

 می خواهم این دفعه...

 

... و دلم مثل ماه بود 

از ابتداي آمدنت بي گناه بود

طفلان سر به راه پر از ساده قلبي اند

در سينه قلب ِ طفلک ِ من سر به راه بود

 

می خواهم این دفعه ...

 

... و تو را منتشر شدم

از جمله ی " تو عشق منی  " پاک , سِر شدم

هی با نگاه و عشق و بزک جفت می شدم

هر آنچه که دلت به دلم گفت می شدم

 

می خواهم این دفعه...

 

... دل ِ من قفل و آهنيست

اين رنج ِ سالخورده ي ِ روياي بيژني ست

 

می خواهم این دفعه ...

 

... و من هی کال می شدم

در بستر سیاه تنت چال می شدم

 

می خواهم این دفعه ...

 

... و تو هی اخم می شدی

من هی ضماد می شدم و ... زخم می شدی

 

می خواهم این دفعه ...

 

... و تو تَردَست می شدی

تو هی به نوش ِ رنجش ِ من / مست می شدی

 

من اشتباه کرده ترین آدمم

برو!

باور بکن برای جهانت کمم

برو !

 

دیگر شبیه ِ حیله ی حوا نمی شوم

حتی کمی برای تو , رویا نمی شوم

من سیب ِ سفت ِ کال به نامرد می دهم

در جامه دان  ِ کوچک ِ تو / جا نمی شوم

 

می خواهم این دفعه ...

 

... تو مرا ريز مي كنی

دندان براي قامت من تيز مي كنی

 

می خواهم این دفعه...

 

 ... تو مرا سنگ می کنی

پروانه را به جاي وزغ رنگ مي كنی

 

اين راه ِ باز مال ِ تو و جاده ي دراز

من كوچه دادم ات بروي ...  گرگ سر فراز !

من بره ي دهان ِکثیفت نبوده ام

تو اندكی  و ريز

حريفت نبوده ام

نامحرمی / رها به تن خسته ام نشو

من آتشم

تو پنبه ی  دلبسته ام نشو

 

می خواهم این دفعه ...

 

... برو ای یاد لعنتی!

من اشتباه کرده ام ای عشق غربتی!

 

من اشتباه کرده ترین آدمم

برو!

باور بکن برای جهانت کمم

برو !

 

می خواهم این دفعه...

 

... برو !

هی زُل به من نزن 

با خاطرات تلخ و خوشت / پُُل به من نزن

دروازه های پاره ی دنیا / از آن ِ توست

هی بی دلیل و خسته نیا ... گُل به من نزن

 

 

می خواهم این دفعه ...

 

... برو !

عشقت حرام بود!

آن عشق لعنتی همه اش انهدام بود

این سینه ی زنانه ی ناجور ِ بد قِلِق 

روزی برای خواهش ِتو

رام ِرام بود

 

من اشتباه کرده ترین آدمم

برو!

باور بکن برای جهانت کمم

برو !

 

می خواهم این دفعه / کَفَنََم را خَفَن کنم

پیراهن ِ حریر ِ کمر تنگ / تن کنم

می خواهم این دفعه/  بزک بهتری کنم         

یا دامن  ِ سبکسر ِ رنگ ِ زری کنم

با باد خوب صبح تبانی کنم / مگر

او چادرم بدزدد و من ...

دلبری کنم

توی نگاه آینه ها

ماندنی شوم

غم را لگد کنم و  آهنی شوم

یک روز اگر برای دلم / عمر مانده است

رویای تازه ای به تن بيژني شوم

می خواهم این دفعه

بدوم سوی زندگی           

یک جرعه بر دلم بکشم بوی زندگی

این خاطرات خسته مجالم نداده اند  

فرمانروای خود بشوم توی زندگی

می خواهم این دفعه کسی آغوش وا کند

حق تمام بی کسی ام را / ادا کند

یک آدم شبیه تو نه ...

شکل ِ عاشقی

مردانه / اسم کوچک من را صدا کند

 

می خواهم این دفعه...

... و دلم مثل ماه بود 

می خواهم این دفعه ...

... و دلم سر به راه بود

می خواهم این دفعه...

... و دلم سخت / گُر گرفت

آخر تمام روز ِ خدا / بی گناه بود...

 

من اشتباه کرده ترین آدمم

برو!

باور بکن برای جهانت کمم

برو !

 

+ نوشته شده در سوم آبان 1386