|
رویای عزیز هیچ مادری حق مردن نداره....
دلم گرفت دماغم قرمزگشت اشکم سرازیر شد تف به هر چی مرگ وعزراییل وگوره
/ فیروزه/ |
آن وقت اگر عروسش یا دامادش مایه ی دق و عذاب بودند / خودش بالفطره مرده به حساب می آید.
وقتی فرزندش که بزرگ ـ بزرگ شده به او بگوید : پاتو از زندگیمون بکش کنار / خودش بالفطره آرزو می کند کاش یک بازی وبلاگی بود که می خواست فکر کنیم بعد از مرگمان چه می شود.
تازه ... تو که خودت دیده ای / شاهد ی که من جزو پا کوتاهان تاریخم و فقط یک دردانه دارم که همه ی عشق و امید زندگی ام است.
خدا نکند یک عروس دردوی مردافکن نصیبم شود که مجبور شوم از مرگم بنویسم .
مردنم نمی آید خب! نمی خواهم فکر کنم بعد از من عمه جان فخری ام که در نوحه سرایی سر آمد همه ی فامیل است چه می گوید.
نمی خواهم تصور کنم خاله زیبایم / با هیکل درشت و غمزده اش هن هن کنان و اشک ریزان در حالی که دو دستش را دو عروسش گرفته اند چطور خودش را روی گورم می اندازد و از حال می رود. حتما خاله طلعتم که بخاطر تند گویی اش میان اقوام نزدیک به "خاله جان تیز " معروف است از دور لنگ لنگان می آید و می گوید / آ مه غریبه خوارزا/ خاله بمیره... کچکه چینه کا / خاله بمیره ...
و هی زار می زند و هی صورتش را منقبض می کند و هی اشکش در نمیاید که نمیاید که نمیاید.... کمی بعد هم تا می بیند احوالات روحی اش به هم ریخته / می رود و با فک و فامیل خوش و بش می کند و اصلا هم و خدا کند که هرگز هم بخاطر من نمی میرد.
حتی دوست ندارم یاد شیون خواهرهای مهربانم بیافتم که با دلواپسی بدنم را توی غسالخانه می بینند. می بینند که مرده شور دارد با آب داغ داغ که اگر جان داشتم سوختنم را فریاد می زدم ته تغاری شان را برای خانه ی جدیدش مرتب می کند و هی فریاد می کشند اون از آب داغ چندشش می شه....ولرمش کنین . حتما یکی از مرده شورها به حرفهای یکی از خواهرهایم شیشکی می بندد و می گوید / دوست داری تو وان پر از شیر بشوریمش؟ آخر این اتفاق برای من افتاد... اعتراض من/ شیشکی مرده شور و گفتن همان کلام.
حتی مایل نیستم به گریه ی آرام و مظلوم برادرهایم فکر کنم بعدش هم عصبانی بشوم که پس چرا داداش سهرابم از همه ی داداشهام بیشتر گریه اش گرفته؟!
از اینکه اهل قبور به پیشوازم می ایند و دلتنگی ام تمام می شود شادمان میشوم اما تصور پسرم بعد از من ... واااای فیروزه! واااااای.... تو رو بخدا از من برای این بازی بگذر. من مردنم نمی آید... ن م ی آ ی د...خب!؟

