تبليغاتX
من واقعی - شنیدم خیابان ولی عصر یکطرفه شد و اعتماد ملی توقیف...

من واقعی

 

ولی عصر می خواست همانی باشد که بود/ از اینکه یک سویه اش کنند حس خوبی نداشت...حالا هم  ندارد / اینرا اطمینان دارم مردمها جان!

این روزها اما حتی اگر ولی ـ عصر هم باشی باید تحکم را تاب بیاوری/آخر حکایت این روزها حکایت کابوس است و سر گیجه.

 این روزها همه جور اتفاقی می افتد و تو نباید که متعجب شوی/  ولی عصر هم  یکطرفه می شود و نباید معترض شوی/ باید بپذیری/ او هم باید که قبول کند و اصلآ به رویش نیاورد که اعتماد ـ ملتش با این اوضاع خفه شده.

 به ولی عصرمان دیگر ربطی ندارد اگر هراسان به جاده ای نگاه کنیم که ته اش پیدا نیست/ آخر او هم مجبور شده به بی خیالی مردمها جان!

فقط این سوال هی ذهنم را مشغول کرده : یعنی با این راه حل ترافیک  تمام می شود؟ ترافیک غصه ها و دردهای خفه خون گرفته امان را می گویم ها؟! یعنی تمام میشود؟!

دود تمام دلمان را گرفته / ما خفه خفه سرفه می کنیم... یا باب الحوائج!؟

 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 20:52  توسط رویابیژنی  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin