خنجرت را از گلوگاهم بردار

تا زبان به عشقت ناسزا بگوید

خنجرت را بردار

خنجرت ـ صیقل خورده ی عشقی کوتاه و فروریختنی 

خنجرت برٌنده ی خوش خال و خط ـندیدنی 

خنجرت ـبی کوک ـ نامریی ـپوسیدنی

خنجرت را

بردار

تا بمیرد دروغ ـ این دروغ ـ مضحک ـ شنیدنی:

دوستت دارم

دوستت دارم

 دوستت دارم

دوستت دارم حرف است

حرف از دل نیست

دوستت دارم ابلیس است

ابلیس عاقل نیست

دوستت دارم خالیست

عامه پسند و در دسترس و پوشالیست

پر پر زدن پر حماقت ـ کفتری در گنداب ـ بویناک ـ بی پر وبالیست

 ...

دوستت دارم

پوسانده کفن ـ دیرسالیست

 ....

و گلوگاه ـ ترسان ـ مضطربم

سنگین از نگفتن

از

نه

گفتن

بر پیکر ـ ثانیه های سخیف ـ بی مقدار

وبالیست

خنجرت را بردار

بر

دار....